تبلیغات
وبلاگ ورودی های 86 دانشگاه صنعت نفت آبادان






سلام همکلاسی !
راستش الان که می خوام بنویسم یه جورایی خوشحالم یه جورایی هم حالم گرفته ! احساس عجیبی دارم شاید واسه اینه که دوباره می خوام برگردم دانشگاه و ادامه بدم ...

لطفاً ادامه مطلب را مشاهده کنید ....

الان که دارم نگاه می کنم می بینم گذشته جالبی داشتم ، راستش واسه من گذشته ها خیلی شیرین تر از الانه. فکر می کنم واسه این باشه که ما آدما بدی ها و سختی های گذشته رو خیلی زود یادمون میره و خاطرات خوبمون عجیب واسمون موندگار می شن . شاید یکی از بزرگترین مشکل ماها این باشه که نمی تونیم مشکلات زمان حال رو به خوبی زمان گذشته فراموش کنیم . همون مشکلاتی که باهاشون درگیر هستیم ولی در آینده نزدیک برای ما اگر شیرین نشن مطمئناً به تلخی الان نخواهند بود .
راستش این حرفا رو که زدم یاد دو سه سال پیش افتادم که با چه سختی هایی دست و پنجه نرم کردیم تا آخرش دست قضا مارو جمع کرد تو یه نقطه به نام آبادان . یاد سختی هایی که تو سال اول داشتیم اما گذشت و سال دومی شدیم بازم مشکلاتی داشتیم ولی اونم گذشت . حالا نگاه کنیم ببینیم واقعاً چقدر ازون مشکلات هنوز داره ما رو آزار می ده و چقدر از خاطرات شیرینش لذت می بریم .
دو سال با هم بودیم ! با هم زندگی کردیم ، کنار هم و پا به پای هم ... با هم کلاس رفتیم ، با هم امتحان دادیم ، با هم یاد گرفتیم و به هم یاد دادیم نه فقط دروس تو چارت درسی رو که خیلی چیزای دیگه رو هم ما از هم یاد گرفتیم
یاد گرقتیم که توی محیطی که شاید جوش اونقد که ما می خواستیم صمیمی نبود هم میشه با هم صمیمی بود ، یاد گرفتیم که رفاقت و همدلی ما می تونه اونقدر زیاد باشه که بعضی ها بهش غبطه بخورن ، یاد گرفتیم که یه محیط سرد بی روح خیلی چیزا کم داره ولی پایان همه چیز نیست ، یاد گرفتیم که یاد بگیریم ... دوسالی که دوست داشتیم یاد گرفتن رو و یاد گرفتیم دوست داشتن رو !
راستش همکلاسی ! اون دو سال هرچی که بود ،اگه بد بود یا خوب الان دیگه گذشته و تموم شده حالا از این دو سالی که با هم بودیم هیچی جز چند تا عکس و یه مشت خاطره باقی نمونده ! هیچی ... راستش می ترسم از اون روزی که بخوایم بنویسیم بچه ها از چهار سالی که با هم بودیم چی مونده ... همین دیروز بود اومدیم واسه ثبت نام ، ولی همکلاسی ، باور بکنی یا نه ما دیگه الان سال سومی شدیم ! یعنی نصفش گذشت ، به همین سادگی ! چشم به هم بزنیم دو سال دیگه هم تموم میشه ...
اما من یه تصمیمی دارم ! می خوام از این دو سال باقی مونده که فقط اسمش بزرگه نهایت استفاده رو بکنم . می خوام از بودن با دوستام با همکلاسی هام استفاده کنم ! می خوام باشم از بودن لذت ببرم ! می خوام با تو باشم همکلاسی یه جوری باهات باشم که دو سال دیگه حسرتشو نخورم ! میخوام دوباره بات رفیق شم مثل اون روزای اول یادت میاد ؟! آره ، می خوام با تو باشم ...


با من باش !




[ دوشنبه 30 شهریور 1388 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ تمام بچه های 86 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به تمام بچه های
با صفای ورودی 86 دانشکده نفت آبادانه.
توی این وبلاگ هر موردی که مربوط
به 86 ای ها باشه یا دوست داشته باشیم که باشه یا هر چیزی که ما بچه های 86 دلمون بخواد ثبت می شه.
دوستان عزیز! هر کمکی از دستمان ساخته باشد دریغ نخواهیم کرد اما امکان ارسال جزوه درسی وجود ندارد.
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد .
آمار بازدید
?